شاید کمی عجیب به نظر برسد اما در گوشه و کنار دنیا فرشهای دستباف نفیس ایرانی وجود دارند که اصالتشان در پس اسمی غربی گم شده و کمتر کسی میداند روزگاری به دست قالیبافان هنرمند ایرانی بافته شدهاند. فرشهایی که هرچند سالها هویتشان در میان یک کلاغ چهل کلاغهای تاریخ گمشده بود، اما ویژگیهای ممتازشان شک هر کسی را برمیانگیخت که فرشی با این خصایص باید حتما ایرانی باشد! اگر عنوان مقاله نظر شما را به خود جلب کرده است تا انتهای این قسمت با ما همراه باشید. در این قسمت از مجله فرش بوم فرشهای مشهوری را معرفی میکنیم که هرچند نامشان غیرایرانی یا منتسب به کشورهای خارجی است، اما اصالتی ایرانی دارند. در ادامه پرده از راز این نام گذاریها بر خواهیم داشت.
فرش دستباف پولونز (Polonaise)
یکی از معروفترین سوتفاهمها در تشخیص اصالت یک فرش، مربوط به قالی پولنز یا قالی لهستانی است. اوایل سلطنت شاه عباس صفوی در کارگاههای قالیبافی شهرهای اصفهان، کاشان و جوشقان، فرش با یک طراحی گیاهی سراسر پر از نقشهای اسلیمی پیچان و گاهی در کنار گلهای شاه عباسی که برگهایشان به آنها متصل بود بر روی چلههای ابریشمی و پشمی بافته شد. یکی از تمایزات این فرش، استفاده از الیافی با روکشهای از طلا و نقره بود که آن را تبدیل به یک اثر متفاوت میکرد!. چیزی نگذشت که خرید فرش با ویژگیهای یاد شده، نزد تجار غربی رواج یافت. در سال 1601 میلادی بازرگانی ارمنی از سوی پادشاه لهستان (سیگیسموند سوم) مأمور شد تا برای خرید این نوع فرشها به کاشان سفر کند. او در این سفر 8 تخته فرش خریداری کرد که از آنها به منظور اهدای هدیه به مقامات استفاده شد. پس از آن کارگاههای قالیبافی ایران، به صورت سفارشی این گونه فرش را برای لهستان میبافتند که بیشتر آنها با نام خانوادههای سلطنتی لهستان مزین میشد. زمان زیادی سپری شد تا اینکه سال 1878 نمایشگاهی در پاریس برای نخستین بار تعدادی از تخته فرشها به نمایش گذاشته شد. از آنجایی که این قالیها دارای نشان مقامات و خانوادههای لهستانی بود، بسیار بافت این فرشها را به هنرمندان لهستانی نسبت دادند.
لینک به مقاله: آشنایی با فرشهای معروف به لهستان
فرش دستباف پرتقالی (Portuguese Carpets)
فرشهای پرتقالی برخلاف نامشان هیچ ارتباطی با پرتقال ندارند! حتی دلیل این نام گذاری نیز مشخص نیست. در طول تاریخ همواره بر سر اصالت این گونه فرش بحث وجود داشته است. ایران و هند دو کشوری هستند که بیشتر گمانه زنیها بر روی آنها است. بر اساس تحقیقات پروفسور پوپ، منشاء این قالیها ایرانی است. استناد او به نقوش طراحی شده در زمینه فرشها است که بسیار شبیه به مینیاتورهای ایرانی در قرنهای ده و یازده میباشد. شبیهترین طرح فرش پرتقالی به یک مینیاتور، مربوط به نقاشی مینیاتور خمسه نظامی هنر آقای میر سید علی درخیمه است. بایستی این نکته را به یاد داشت که در کشور هند به ویژه شهر گوا، کارگاههای قالیبافی ایرانی وجود داشتند، این فرشها حتی اگر در هند بافته شده باشند، احتمالا کار هنرمندان یکی از این کارگاههای قالیبافی بوده است. در ایران این گونه فرش با نام موج دریا شناخته میشود. نفیسترین نمونه قالی موج دریا را میتوان در موزه آستان رضوی و مجموعه کاخهای سلطنتی سعدآباد پیدا کرد.
فرش دستباف سانگشکو (Sanguszko)
شاید باور کردنی نباشد! اما، تنها به دلیل شباهت چندین تخته فرش ایرانی در خارج از کشور به فرشهای مجموعه شخصی شاهزاده لهستان آقای رومان سانگشکو، 12 تخته فرش نفیس ایرانی سانگشکو نام گرفت و باعث ایجاد یک خطای شناختی در تشخیص اصالت آنها شد. در سال 1932 با تلاشهای کورت اردمان، فرشهای سانگشکو باقی مانده از نظر نقش، طرح و… تفکیک شدند و تعدادی از آنها در نمایشگاهی به نام هنر ایران در لندن به نمایش درآمدند که این موضوع بسیار در بازپسگیری هویت ایرانی این فرشها نقش داشت.
طراحی فرش ایرانی معروف شده به سانگشکو بسیار به طراحی فرش در شمال غرب ایران دارد. بیشتر طرحهای موجود در دو گروه لچک ترنج و قابی زیر گنجانده میشوند. نقوش حیوانی در این طرحها جایگاه ویژهای دارند؛ مهمترین نقشمایههای حیوانی در این فرشها شامل تصاویری از سیمرغهای چینی، ماهی و طاووسهای جفت هستند. امروز کارشناسان باور دارند قالیهای قدیمی سانگشکو در شهرهای کاشان، یزد، کرمان و تبریز بافته ی. وجود کاشی کاریهایی با نقوش یکسان در متن فرشهای سانگشکو، یکی از مصادیق ایرانی بودن و بافته شدن این فرشها در شهری همچون کرمان است.
فرش دستباف سالتینگ (Salting Carpets)
در موزه توپقاپی کشور ترکیه، گروهی از فرشهای دستباف بسیار نفیس وجود دارند که متعلق به دربار سلطانهای عثمانی است. وجود این فرشها در کشور ترکیه و شباهت نسبی آنها به بعضی از فرشهای ترکی باعث شد بسیاری باور داشته باشند در آن کشور بافته شدهاند؛ در صورتی که با بررسی بیشتر و دقیق میشد به منشاء ایرانی آنها پی برد؛ همانطور که فردریش مارتین و پوپ بعدها به این موضوع اذعان داشتند. بیشتر این فرشها دارای طرح محرابی و ترنجی هستند که در حاشیه بسیاری از آنها کتیبههای خوشنویسی شده، وجود دارند. این کتیبهها که از اشعار فارسی و گاهی آیات قران تشکیل شدهاند، یکی از شخاصههای قالی دوره صفوی به شمار میآیند. یکی از دلایل جالبی که برای اثبات ایرانی بودن این فرشها مورد بررسی قرار گرفت، مواد رنگزا بود!. با انجام آزمایش بر روی الیافهای طبیعی این فرشها، کارشناسان متوجه شدند که آنها با استفاده از مواد رنگزای طبیعی و ایرانی همچون پوست گردو، اسپرک و لاک رنگرزی شدهاند که در صنعت رنگرزی گذشته ترکیه مورد استفاده نبوده است. همچنین تکنیک استفاده از نخهای ابریشمی روکش شده با فلزات ارزشمند همچون طلا و نقره مختص هنرمندان ایرانی بوده و قالیبافان ترک در آن دوره با این شیوه آشنایی نداشتند. با اهدای نمونهای از این فرشها به موزه ویکتوریا آلبرت لندن توسط آقای جورج سالتینگ، این فرشها با نام سالتینگ شناخته و به مرور زمان از عنوان ایرانی خود دور شدند.
سخن پایانی
در این مقاله از مجله فرشبوم، به دنبال چرایی نامگذاریی خارجی برخی از فرشهای دستباف ایرانی بودیم؛ با بررسیها تاریخی و تجاری، حال راز این تناقض جالب را میدانیم. متاسفانه در بازههای تاریخی مختلف، صنعت فرش ایران مورد غرضورزی بعضی از کارشناسان و محققان خارجی قرار گرفت تا جایگاه قالی ایرانی را پس از برخی از کشورها قرار دهند؛ هرچند در بسیار از مواقع موفق شدند، اما امروزه با پیشرفت بیشتر علم، روشها نوین در انجام آزمایشات و مطالعات مستقل، میتوان به راحتی ایرانی بودن بسیاری از کهنترین فرشهای دستباف جهان را تایید کرد و ایران را مهد قالیبافی جهان دانست؛ فرش ایرانی همیشه ایرانی خواهد ماند، حتی اگر نامش را تغییر دهند…
نوشته: مریم مصطفوی








